![]() |
![]() |
|
| عاشقانه |
|
از جایی گذر میکردم روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند. براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتر است. براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم. انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد. اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 16:38 توسط حسین |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
همیشه در کوچه بن بست دری هست که به سوی خدا باز می شود.
يادمان باشد عشق متعلق به لحظه هاست و نفرين برای همه ی عمر! |
| پیوندهای روزانه |
|
اندی سکوت شب باران آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 دی 1386 آذر 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 اردیبهشت 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
عکس های دیدنی |
| پیوندها |
|
از شیر مرغ تا جون آدمیزاد باران شعرهای عشقولانه پروازتا بی نهایت اندی غریبه عکس، کلیپ، آهنگ دختر مشکی هک همه چی |
|
RSS
|